محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

176

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

نمود منصور در اثر قدرت نيكوكارى و خيرانديشى موانع رياست او را بر طرف ساخته و آنچه ميتوانست از نيرنگهاى خونريزى و شكنجه انجام داد و از اولاد على ( ع ) كسى نماند كه او را بكشد ! ! تنها دو نفر از حكومت منصور فرار كردند : 1 - على بن عباس بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب كه مهدى او را گرفت و زندانى كرد سپس او را زهر داد و بدنش ورم كرد و اعضايش از يكديگر جدا گرديد . 2 - عيسى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب كه براى حفظ جان خودش از ترس مهدى فرار كرد . ابو الفرج در مقاتل الطالبين مىنويسد : « عيسى از جهت دين و علم و تقوى و ورع سرآمد اولاد على ( ع ) و از جهت فقر بيچاره‌تر از همه و از جهت بينائى در كارهاى عمومى و دين خود داناتر از همه ، و از جهت روايت حديث و جستجو كردن آن از كوچك و بزرگ بنى هاشم مقدم بود . » عيسى از ظلم مهدى فرار كرد و در منزل على بن صالح كه يكى از شيعيان بود مخفى گرديد ، و خود را ناچار به كار كردن ديد ، كه زحمتى براى كسى نداشته باشد . روش اهل كوفه اين بود كه آب فرات را براى خوراك و منزل با شتر و حيوان ميآوردند . عيسى با شتردارى قرارداد كرد كه با يك شتر آب‌كشى كند و كرايهء او را بپردازد و ما بقى را به مصرف خرج خود برساند . عيسى تا مدتى طولانى باينكار مشغول بود ، و كسى او را نمىشناخت ، يكى از دختران فقير كوفه را گرفت و آن زن و خانواده او عيسى را نمىشناختند . عيسى برادرى داشت بنام حسين و آن برادر فرزندى داشت بنام يحيى . روزى يحيى بپدرش گفت : من مايلم عموى خود را ببينم ، زيرا براى من شايسته نيست كه عمويم را نديده باشم . حسين گفت : اين عمل براى عمويت مشكل است و ميترسم اگر بديدار او به روى منزلش را تغيير بدهد و به زحمت بيفتد يحيى اصرار كرد ، تا پدر راضى شد و گفت : بكوفه برو و از خانه‌هاى « بنى حى » سئوال كن ، آنجا كوچه‌اى است به اين نام و خانه‌اى است به اين نشانى . نزديك آن منزل بنشين غروب مرد

--> قرآن حرام نيست ! حضرت فرمود : خدا آن را در قرآن حرام نموده است و اين مطلب از دو آيه زير استفاده مىشود : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ » در اين آيه حكم خمر را اثم بيان كرده و در آيه « إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ » اثم را حرام دانسته است . مؤلف